محمد باقر ملكيان

91

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

باز اين معنا معلوم است كه وقتى كلام قائم براساس حقيقت و معنايش منطبق با واقع باشد ، و تمام انطباق را دارا باشد ، ممكن نيست كه حقايق ديگر را تكذيب كند ، و يا حقايق و معارف ديگران را تكذيب كند . چون حقائق عالم همه با هم متحد الاجزاء متحد الاركان‌اند ، هيچ حقى نيست كه حقى ديگر را باطل كند ، و هيچ صدقى نيست كه صدقى ديگر را ابطال نمايد ، و تكذيب كند ، و اين باطل است كه هم با حق منافات دارد و هم با باطل‌هاى ديگر ، خوب توجه كن ، ببين از آيه فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ « 1 » باز در آيه وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ « 2 » نظر كن ، كه راه خدا را يكى دانسته ، و راه‌هاى ديگر را متعدد ، و متفرق ، و تفرقه‌آور دانسته است . حال كه امر بدين منوال است ، يعنى ميان اجزاء حق اختلاف و تفرقه نيست ، بلكه همه اجزاء آن با يكدگر ائتلاف دارند ، قرآن كريم هم كه حق است ، قهرا اختلافى در آن ديده نمىشود ، و نبايد ديده شود ، چون حق است ، و حق يكى است ، و اجزاءش يكدگر را به سوى خود مىكشند ، و هريك ساير اجزاء را نتيجه مىدهد ، هريك شاهد صدق ديگران ، و حاكى از آنها است . و اين از عجائب امر قرآن كريم است ، براى اين‌كه يك آيه از آيات آن ممكن نيست بدون دلالت و بىنتيجه باشد ، و وقتى يكى از آيات آن با يكى ديگر مناسب با آن ضميمه مىشود ، ممكن نيست كه از ضميمه شدن آن دو نكته بكرى از حقايق دست نيايد ، و همچنين وقتى آن دو آيه را با سومى ضميمه

--> ( 1 ) . سوره يونس : 32 . ( 2 ) . سوره انعام : 153 .